14 شهریور 1389 ساعت 21:26
صفحه اول|اخبار |عكس|جستجو|تماس با ما|یادداشت هاي شما
     بسم الله الرحمن الرحیم
نظر سنجي
کدام نماینده عملکرد بدتری داشته است؟
 


Gaza

مناسبتها
افراد آنلاین
حاضرین در سایت : 8 نفر مهمان
آمار بازدید ها
کل بازدید ها123912
جستجو در سايت
  l این سونامی هم به داد منطقه آزاد نخواهد رسید   l این هم تیری در تاریکی؛ شهرداري بندرکياشهر خواستار دريافت يک ميليارد دلار غرامت جنگي شد   l میان ترم نمایندگان مردم گیلان در مجلس شورای اسلامی   l اتلاف محض بیت المال توسط منطقه آزاد انزلی   l با صلابت برگشتیم   l پس از سخنان احمدی نژاد ، قطار تغییرات از استان گیلان شروع به حرکت خواهد کرد   l مشروح بيانات مـهـم رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران   l پيام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت حماسه پرشور 22خرداد   l نتايج نهايي انتخابات اعلام شد: پيروزي احمدي‌نژاد با کسب بيش از 24 ميليون راي   l رییس جمهور بعدی ایران کیست؟
Advertisement

chaleshnews.com

 
حديث منتخب
امام کاظم سلام علیه:
در هر چیزی که چشمانت می بیند موعظه ایی است.

 
ستون ویژه
  • متن وصیت نامه حضرت امام خمینی (ره)

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی اهل بیتی؛ فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض .

     

    الحمدلله و سبحانك؛ اللهم صل علی محمد و آله مظاهر جمالك و جلالك و خزائن اسرار كتابك الذی تجلی فیه الاحدیه بجمیع اسمائك حتی المستاثر منها الذی لایعلمه غیرك؛ و اللعن علی ظالمیهم اصل الشجره الخبیثه .

     

    و بعد، اینجانب مناسب می دانم كه شمه ای كوتاه و قاصر در باب "ثقلین" تذكر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی و عرفانی، كه قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه ای كه عرفان آن بر تمام دایره وجود، از ملك تا ملكوت اعلی و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای "ثقل اكبر" و "ثقل كبیر" كه از هر چیز اكبر است جز ثقل اكبر كه اكبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر این دو ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر كه شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلكه مناسب دیدم اشاره ای گذرا و بسیار كوتاه از آنچه بر این دو ثقل گذشته است بنمایم .

     
     

    شاید جمله لن یفترقا حتی یردا علی الحوض اشاره باشد بر اینكه بعد از وجودمقدس رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - هرچه بر یكی از این دو گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یك مهجوریت دیگری است ، تاآنگاه كه این دو مهجور بر رسول خدا در "حوض " وارد شوند. و آیا این "حوض " مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریااست ، یا چیز دیگر كه به عقل و عرفان بشر راهی ندارد. و باید گفت آن ستمی كه از طاغوتیان بر این دو ودیعه رسول اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - گذشته ،بر امت مسلمان بلكه بر بشریت گذشته است كه قلم از آن عاجز است .

     

    و ذكر این نكته لازم است كه حدیث "ثقلین " متواتر بین جمیع مسلمین است و در كتب اهل سنت از "صحاح ششگانه " تا كتب دیگر آنان ، با الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پیغمبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - به طور متواترنقل شده است . و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر بویژه مسلمانان مذاهب مختلف ؛ و باید همه مسلمانان كه حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگر عذری برای جاهلان بیخبر باشد برای علمای مذاهب نیست .

     
     

    اكنون ببینیم چه گذشته است بر كتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترك پیامبراسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - مسائل اسف انگیزی كه باید برای آن خون گریه كرد، پس از شهادت حضرت علی "ع " شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان ،قرآن كریم را وسیله ای كردند برای حكومتهای ضد قرآنی ؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را كه سراسر قرآن را از پیامبر اكرم - صلی الله علیه وآله و سلم - دریافت كرده بودند و ندای انی تارك فیكم الثقلان در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده ، آنان را عقب زده و باقرآن ، در حقیقت قرآن را - كه برای بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور زندگانی مادی و معنوی بود و است - از صحنه خارج كردند؛ و بر حكومت عدل الهی - كه یكی از آرمانهای این كتاب مقدس بوده و هست - خط بطلان كشیدندو انحراف از دین خدا و كتاب و سنت الهی را پایه گذاری كردند، تا كار به جایی رسید كه قلم از شرح آن شرمسار است .

     

    و هرچه این بنیان كج به جلو آمد كجیها و انحرافها افزون شد تا آنجا كه قرآن كریم را كه برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلكه عائله بشری ، ازمقام شامخ احدیت به كشف تام محمدی "ص " تنزل كرد كه بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده "علم الاسما" را از شر شیاطین و طاغوتهارها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حكومت را به دست اولیاالله ،معصومین - علیهم صلوات الاولین و الاخرین - بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشریت است بسپارند - چنان از صحنه خارج نمودند كه گویی نقشی برای هدایت ندارد و كار به جایی رسید كه نقش قرآن به دست حكومتهای جائر وآخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد. و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر ودوستان جاهل ، قرآن این كتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنكه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و كتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا بكلی از صحنه خارج شد،كه دیدیم اگر كسی دم از حكومت اسلامی برمی آورد و از سیاست ، كه نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار - صلی الله علیه و آله و سلم - و قرآن و سنت مشحون آن است ، سخن می گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتكب شده ؛ وكلمه "آخوند سیاسی " موازن با آخوند بی دین شده بود و اكنون نیز هست .

     


    و اخیرا قدرتهای شیطانی بزرگ به وسیله حكومتهای منحرف خارج ازتعلیمات اسلامی ، كه خود را به دروغ به اسلام بسته اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرتها قرآن را با خط زیبا طبع می كنند و به اطراف می فرستند

     

    و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می كنند. ما همه دیدیم قرآنی راكه محمدرضا خان پهلوی طبع كرد و عده ای را اغفال كرد و بعض آخوندهای بیخبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند. و می بینیم كه ملك فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بی پایان مردم را صرف طبع قرآن كریم و محال تبلیغات مذهب ضد قرآنی می كند و وهابیت ، این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی راترویج می كند؛ و مردم و ملتهای غافل را سوق به سوی ابرقدرتها می دهد و ازاسلام عزیز و قرآن كریم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری می كند.

     

    ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پیرومذهبی است كه می خواهد حقایق قرآنی ، كه سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلكه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی كه بر پای و دست و قلب و عقل اوپیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می كشاندنجات دهد.

     
     

    و ما مفتخریم كه پیرو مذهبی هستیم كه رسول خدا موسس آن به امر خداوندتعالی بوده ، و امیرالمومنین علی بن ابیطالب ، این بنده رها شده از تمام قیود،مامور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگیها است .

     

    ما مفتخریم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین كتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی وحكومتی آن بالاترین راه نجات است ، از امام معصوم ما است .

     

    ما مفتخریم كه ائمه معصومین ، از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشرحضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات والسلام - كه به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.

     

    ما مفتخریم كه ادعیه حیاتبخش كه او را "قرآن صاعد" می خوانند از ائمه معصومین ما است . ما به "مناجات شعبانیه " امامان و "دعای عرفات "حسین بن علی - علیهما السلام - و "صحیفه سجادیه " این زبور آل محمد و"صحیفه فاطمیه " كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است .

     

    ما مفتخریم كه "باقرالعلوم " بالاترین شخصیت تاریخ است و كسی جزخدای تعالی و رسول - صلی الله علیه و آله - و ائمه معصومین - علیهم السلام -مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد، از ما است .

     

    و ما مفتخریم كه مذهب ما "جعفری " است كه فقه ما كه دریای بی پایان است ،یكی از آثار اوست . و ما مفتخریم به همه ائمه معصومین - علیهم صلوات الله - ومتعهد به پیروی آنانیم .

     


    ما مفتخریم كه ائمه معصومین ما - صلوات الله و سلامه علیهم - در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده كردن قرآن كریم كه تشكیل حكومت عدل یكی ازابعاد آن است ، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حكومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم كه می خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده كنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشت ساز سر از پا نشناخته ، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدامی كنند.

     

    ما مفتخریم كه بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و كلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن كریم فعالیت دارند؛ و آنان كه توان جنگ دارند، درآموزش نظامی كه برای دفاع از اسلام و كشور اسلامی از واجبات مهم است شركت ، و از محرومیتهایی كه توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی كه دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند؛ و آنان كه توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحوارزشمندی كه دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمی آورد و دل دشمنان وجاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می لرزاند، اشتغال دارند. و ما مكرردیدیم كه زنان بزرگواری زینب گونه - علیها سلام الله - فریاد می زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خودگذشته و مفتخرند به این امر؛ و می دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است ، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.

     
     

    و ملت ما بلكه ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینكه دشمنان آنان كه دشمنان خدای بزرگ و قرآن كریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند كه از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتكارانه خود دست نمی كشند وبرای رسیدن به ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی شناسند. و درراس آنان امریكا این تروریست بالذات دولتی است كه سرتاسر جهان را به آتش كشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است كه برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتكب می شود كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه "اسرائیل بزرگ "! آنان را به هر جنایتی می كشاند. وملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسین اردنی این جنایت پیشه دوره گرد، و حسن و حسنی مبارك هم آخور با اسرائیل جنایتكارند و در راه خدمت به امریكا و اسرائیل از هیچ خیانتی به ملتهای خود رویگردان نیستند. و ما مفتخریم كه دشمن ما صدام عفلقی است كه دوست ودشمن او را به جنایتكاری و نقض حقوق بین المللی و حقوق بشر می شناسند وهمه می دانند كه خیانتكاری او به ملت مظلوم عراق و شیخ نشینان خلیج ، كمتر ازخیانت به ملت ایران نباشد. و ما و ملتهای مظلوم دنیا مفتخریم كه رسانه های گروهی و دستگاههای تبلیغات جهانی ، ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی كه ابرقدرتهای جنایتكار دستور می دهند متهم می كنند. كدام افتخار بالاتر و والاتراز اینكه امریكا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگهای جنگی اش و آنهمه دولتهای سرسپرده اش و به دست داشتن ثروتهای بی پایان ملتهای مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه های گروهی ، در مقابل ملت غیور ایران و كشور حضرت بقیه الله - ارواحنا لمقدمه الفدا - آنچنان وامانده و رسوا شده است كه نمی داند به كه متوسل شود! و رو به هر كس می كند جواب رد می شنود!و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی - جلت عظمته - كه ملتهارا بویژه ملت ایران اسلامی را بیدار نموده و از ظلمات ستمشاهی به نور اسلام هدایت نموده .

     


    من اكنون به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می كنم كه از این راه مستقیم الهی كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است ، بلكه به صراطی كه خداوند به آنها نصیب فرموده است محكم و استوار ومتعهد و پایدار پایبند بوده ، و لحظه (ای) از شكر این نعمت غفلت نكرده ودستهای ناپاك عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر ازخارجی ، تزلزلی در نیت پاك و اراده آهنین آنان رخنه نكند؛ و بدانند كه هرچه رسانه های گروهی عالم و قدرتهای شیطانی غرب و شرق اشتلم می زنند دلیل برقدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد. "انه ولی النعم و بیده ملكوت كل شی ء".

     

    و با كمال جد و عجز از ملتهای مسلمان می خواهم كه از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طورشایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی كنند. از آن جمله دست از فقه سنتی كه بیانگر مكتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتهااست ، چه احكام اولیه و چه ثانویه كه هر دو مكتب فقه اسلامی است ، ذره ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند وبدانند قدمی انحرافی ، مقدمه سقوط مذهب و احكام اسلامی و حكومت عدل الهی است . و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نكنند، كه این نماز جمعه از بزرگترین عنایات حق تعالی برجمهوری اسلامی ایران است . و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان ، حضرت ابی عبدالله الحسین - صلوات وافر الهی و انبیا و ملائكه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد - هیچ گاه غفلت نكنند.و بدانند آنچه دستور ائمه - علیهم السلام - برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است ، تمام فریاد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید كه لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه - لعنه الله علیهم - با آنكه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریادستم شكن است.

     

    و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق - علیهم سلام الله - به طور كوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصریادآوری شود؛ و در این عصر كه عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریكا وشوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی - لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم - است به طور كوبنده یادآوری ولعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است كه حافظ ملیت مسلمین ، بویژه شیعیان ائمه اثنی عشر- علیهم صلوات الله و سلم - است .

     
     

    و آنچه لازم است تذكر دهم آن است كه وصیت سیاسی - الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیم الشان ایران ندارد، بلكه توصیه به جمیع ملل اسلامی ومظلومان جهان از هر ملت و مذهب می باشد.

     

    از خداوند - عزوجل - عاجزانه خواهانم كه لحظه ای ما و ملت ما را به خودواگذار نكند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیزلحظه ای دریغ نفرماید.

     

    روح الله الموسوی الخمینی

     

     

    >>>

تيتر آخرين مطالب سایت
آخرین اخبار ایرنا
آخرین نظرات شما
این سونامی هم به داد منطقه آزاد نخواهد رسید
در راستاي اهداف و سياست‌هاي شوراي دستگاه‌هاي نظارتي كشور، به لحاظ تعامل ‌اعضاي شوراي نظارتي استان گيلان، بازرسي مشتركي بين اداره كل بازرس...
. ادامه...
توسط : کارمند بدبخت

به سر حسن کربلایی چه آمد
از اینکه به ایمیل من جواب دادید بسیار متشکرم این نشان میدهدکه هنوز در یاد وخاطره دوستان به خوبی نقش دارم. اما بر اساس صداقت وایمان سردار امیر...
. ادامه...
توسط : عباس برومند از آ

به سر حسن کربلایی چه آمد
با سلام خدمت همشهری خوب جناب آقای عباس برومند وهمه ایرانیان عاشق ایران عزیز اسلامی: عباس جان اگر اشتباه نکنم در محله خیابان شهدا زندگی میکرد...
. ادامه...
توسط : میرزاصادق

میان ترم نمایندگان مردم گیلان در مجلس شورای اسلامی
با سلام خدمت کاربران محترم اخیرا خبری شنیده ایم که بد ندانستیم شما را هم در جریان آن بگذاریم چرا که به همین بحث نمایندگان مربوط می شود. آقای ...
. ادامه...
توسط : میرزا صادق

به سر حسن کربلایی چه آمد
خدمت جناب سردار امیر گل شما رامیشناسم و در صداقت شما ودلسوزی برای اسلام انقلاب شک ندارم هیچ وقت نشد تا بتوانم صداقت خودم وایمان به راستی را ...
. ادامه...
توسط : abbas boromand /greece-athens

میان ترم نمایندگان مردم گیلان در مجلس شورای اسلامی
از حق نباید گذشت،قبول نماییم که تنها نماینده رشت که اندکی در مجلس آبروداری می کند دکتر تأمینی است،سردار آقازاده و مهندس کوچکی نژاد باید فن س...
. ادامه...
توسط : شهروندی از رشت

آيا نوبت گزارش شهردار و شورا نرسيد؟
خدا پشت و پناه محمدرضا قاسمیه.تا چشمتون درآد
. ادامه...
توسط : ساسان

این سونامی هم به داد منطقه آزاد نخواهد رسید
اقا میرزا کجایی امروز استاندار امده بود اینجا چه خبر بود چیز جدیدی نداری بگی از این دیدار
. ادامه...
توسط : کارمند کوچولوی م

این سونامی هم به داد منطقه آزاد نخواهد رسید
حسینی؟؟؟؟؟؟؟ همون حسینی آموزش و پرورش ؟؟؟؟؟ اون که همیشه سرش پایینه و گردنش کجه؟؟ اون که بغل دستیشم صداشو نمی شنوه؟؟؟؟؟؟؟ بابا دست ور دار ...
. ادامه...
توسط : ستوان دوم

اتلاف محض بیت المال توسط منطقه آزاد انزلی
لام و عرض ادب .بعنوان يك روزنامه نگار از شما بعيد به نظر ميرسه كه فكر كني اينا دارن ديمي بندر ميسازند و باقي هم نمي فهمند.مهمتر از همه اينكه شم...
. ادامه...
توسط : اعتماد


13 رجب ، ولادت على علیه السلام
نگارش یافته توسط میرزا صادق   
23 تیر 1387 ساعت 22:17

بنا به نوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون كعبه یعنى خانه خدا به وقوع پیوست، محقق دانشمند حجة الاسلام نیّر گوید:

اى آن كه حریم كعبه كاشانه تست‏                                                              بطحا صدف گوهر یكدانه تست‏

گر مولد تو به كعبه آمد چه عجب‏                                                                 اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است.

 

 

 

بنا به نوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون كعبه یعنى خانه خدا به وقوع پیوست، محقق دانشمند حجة الاسلام نیّر گوید:

اى آن كه حریم كعبه كاشانه تست‏                                                              بطحا صدف گوهر یكدانه تست‏

 

گر مولد تو به كعبه آمد چه عجب‏                                                                 اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

 

پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است. (2)

 

اما ولادت این كودك مانند ولادت سایر كودكان به سادگى و به طور عادى نبود بلكه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میكرد و پیوسته به درگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مینمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا به این كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملكوت اعلى به وى الهام شده بود كه این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

 

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبدالمطلب و گروهى از عبدالعزى در كنار خانه خدا نشسته بودیم كه فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین در حالی كه نه ماه به او آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من به تو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میكنم و اوست كه این بیت عتیق را بنا نهاده است به حق آن كه این خانه را ساخته و به حق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان، یزید بن قعنب گوید ما به چشم خود دیدیم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه به درون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار به هم بر آمد چون خواستیم قفل در خانه را باز كنیم گشوده نشد لذا دانستیم كه این كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالی كه امیرالمؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشك را به دست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامی كه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید كه از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و به ادب خود تأدیبش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست كه بتها را از خانه من میشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر كسی كه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانیش كند. (3)

 

و چنین افتخار منحصر به فردى كه براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده به دست نیامده است و این سخن حقیقتى است كه اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گوید:

 

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته (4)  ؛ یعنى پیش از آن حضرت احدى در خانه كعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است كه خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تكریم نمایند.

 

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسمیه آن حضرت به على چنین نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت به سینه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و به سوى ابطح آمد و به پیشگاه خداوند تعالى چنین مناجات نمود.

 

یا رب هذا الغسق الدجى‏                                                                      و القمر المبتلج المضى‏ء

 

بین لنا من حكمك المقضى‏                                                                   ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

 

هاتفى ندا كرد:

 

خصصتما بالولد الزكى‏                                                                           و الطاهر المنتجب الرضى‏

 

فاسمه من شامخ على‏                                                                       على اشتق من العلى (6)

 

علماى بزرگ اهل سنت نیز در كتب خود به همین مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن یوسف گنجى شافعى با تغییر چند لفظ و كلمه در كفایة الطالب چنین مینویسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و این دو بیت را گفت.

 

یا اهل بیت المصطفى النبى‏                                                               خصصتم بالولد الزكى‏

 

ان اسمه من شامخ العلى‏                                                                 على اشتق من العلى (7)

 

و در بعضى روایات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پیش از این كه بوسیله نداى غیبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حیدر نهاد و هنگامی كه او را قنداق كرده به دست شوهر خود میداد گفت: خذه فانه حیدرة و به همین جهت آن حضرت در غزوه خیبر به مرحب پهلوان معروف یهود فرمود:

 

انا الذى سمتنى امى حیدرة                                                              ضرغام اجام و لیث قسورة (8)

 

و چون نام آن حضرت على گذاشته شد نام حیدر جزو سایر القاب بر او اطلاق گردید و از القاب مشهورش حیدر و اسدالله و مرتضى و امیرالمؤمنین و اخو رسول الله بوده و كنیه آنجناب ابوالحسن و ابوتراب است.

 

همچنین خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نیز از روایات گذشته معلوم میشود كه آنها در جاهلیت موحد بوده و براى تعیین نام فرزند خود به درگاه خدا استغاثه نموده‏اند، فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم به منزله مادر بوده و از اولین گروهى است كه به آن حضرت ایمان آورد و به مدینه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم پیراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و به جنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقین فرمود و دعا نمود. (9)

 

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم به او ایمان آورده و چون شیخ و رئیس قریش بود لذا ایمان خود را مصلحة مخفى مینمود، در امالى صدوق است مردى به ابن عباس گفت اى عموزاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آیا ابوطالب مسلمان بود؟ گفت چگونه مسلمان نبود در حالی كه میگفت:

 

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏                                                              لدینا و لا یعبأ بقول الا باطل

 

یعنى مشركین مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله علیه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذیب نیست و بسخنان بیهوده اعتناء نمیكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ایمان خود را در دل مخفى نگه میداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب به آنها داد، حضرت صادق علیه السلام هم فرمود مثل ‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ایمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (یكى براى ایمان و یكى براى تقیه) به آنها داد. (10)

 

اشعار زیادى از ابوطالب در مدح پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هویداست چنانكه به آن حضرت خطاب نموده و گوید:

 

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏                                                        و لقد صدقت و كنت قبل امینا

 

و ذكرت دینا لا محالة انه‏                                                                  من خیر ادیان البریة دینا (11)

 

به حضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گویند چگونه كافر بود در حالی كه میگفت:

 

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا                                                             نبیا كموسى خط فى اول الكتب (12)

 

شیخ سلیمان بلخى صاحب كتاب ینابیع المودة درباره ابوطالب گوید:

 

و حامى النبى و معینه و محبه اشد حبا و كفیله و مربیه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابیاتا كثیرة و شیخ قریش ابوطالب. (13)

 

یعنى ابوطالب كه رئیس و بزرگ قریش بود حامى و كمك پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و او را بسیار دوست داشت و كفیل معیشت و مربى آن حضرت بود و به نبوتش اقرار و به رسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زیادى سروده است. (درباره اثبات ایمان ابوطالب مطالب زیادى در كتب دینى ‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نیز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قریش به رشته تألیف در آمده است) .

 

بارى ولادت على علیه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشید و شعراى عرب و عجم در این مورد اشعار زیادى سروده‏اند كه در خاتمه این فصل به چند بیت از سید حمیرى ذیلا اشاره میگردد.

 

ولدته فى حرم الاله امه‏                                                               و البیت حیث فنائه و المسجد

 

بیضاء طاهرة الثیاب كریمة                                                            طابت و طاب ولیدها و المولد

 

فى لیلة غابت نحوس نجومها                                                       و بدت مع القمر المنیر الاسعد

 

ما لف فى خرق القوابل مثله‏                                                       الا ابن امنة النبى محمد (14)

 

مادرش او را در حرم خدا زائید در حالی كه بیت و مسجدالحرام آستانه او بود.

 

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكیزه به تن داشت و خود پاكیزه بود و مولود او و محل ولادت نیز پاكیزه بود.

 

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپیدا بوده و سعیدترین ستاره به همراه ماه پدید آمده بود .

 

قابله‏هاى(دنیا) هیچ مولودى را مانند او لباس نپوشاینده‏اند(یعنى هرگز مولودى مانند او بدنیا نیامده) بجز پسر آمنه محمد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم.

 

  پى‏نوشت ها:

 

(1) حبشى‏هاى فیل سوار كه به اصحاب فیل سوار كه به اصحاب فیل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ویران كردن كعبه به مكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نیز آخرین نفر بود كه به هلاكت رسید چنانكه در قرآن كریم فرماید: (ألم تر كیف فعل  ربك باصحاب الفیل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفیل گذاشتند  و ولادت نبى اكرم نیز در همان سال بوده است تا 71 سال پس از آن واقعه یعنى تا سال 18  هجرى عام الفیل مبدأ تاریخ مسلمین بود ولى در سال مزبور كه ششمین سال خلافت عمر  بود به راهنمائى حضرت امیر از عام الفیل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاریخ مسلمانان قرار گرفت.

 

(2) ابوطالب پیش از ولادت على علیه السلام داراى سه پسر دیگر هم بود كه به ترتیب عبارتند از طالب، عقیل، جعفر.

 

(3) امالى صدوق مجلس 27 حدیث 9ـ روضة الواعظین جلد 1 ص 76ـ بحار الانوار جلد 35 ص  8 ـ كشف الغمه ص 19

 

(4) فصول المهمه ص 14

 

(5) اى پروردگار صاحب شب تاریك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم این كودك را چه بگذاریم.

 

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص یافتید به فرزند پاكیزه و برگزیده و پسندیده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

 

(7) ینابیع المودة باب 56 ص 255ـ كفایة الطالب ص 406

 

(8) من آن كسم كه مادرم نام مرا حیدر نهاد، شیر بیشه‏ام چنان شیرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

 

(9) اعلام الورىـ اصول كافى جلد 2 ابواب تاریخ امالى صدوق مجلس 51 حدیث 14

 

(10) امالى صدوق مجلس 89 حدیث 12 و 13ـ روضة الواعظین جلد 1 ص 139

 

(11) بحارالانوار جلد 35 ص 124ـ مرا(بدین خود) دعوت كردى و من دانستم كه یقینا تو خیر خواه منى و تو از این پیش راستگو و امین بودى و دینى را به مردم عرضه داشتى كه آن بهترین ادیان است.

 

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاریخ ـ آیا ندانستید كه ما محمد(ص) را مانند موسى به  پیغمبرى یافتیم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

 

(13) ینابیع المودة باب 52 ص 152

 

(14) روضة الواعظین جلد 1 ص 81